دانلود آهنگ جهش یافتمون از هنرمند صادق

پرده ها رفتن کنار اونبا صورت نامعلوم رویِ صنهمه حضار داد میزدناون باید به حقاش برسهیکی از بینِ جمعیت گفتاون آخرین فرزند پاکِ ماستاز اون سمت دیگه داد زدنبا این حال اما اون بندِ پایِ ماستجمع ساکت شد انگارکه همه میخواستن بگن متفاوتههمه قدرتاشو دیده بودنمیدونستن هم که پُر و قاطعهمحبوبِ اهریمن بود همینطور عزیزِ خداپس حرفشو از اونجا باز کرد که من درونِ شمامدوستان ، با چشمایِ بسته و جسمِ سردممن آخرین رگم وصل به گردنمن آخرین نامه قبلِ مرگمتوو آخرین سطرم میگه برگردسقوط با شکوهم مثِ آبشارفرود با جلال اَ دلِ آسمانطلوع و غروبِ ماه و آفتابشاید هم اینطور نیست کلِ داستانآروم یه بذر از بین بذرا زدجوونه رد کرد حد و مرزوخاکِ مادر داد میزدکه درد میکنه جا چنگ و زخماریشه اما نفهمیدش دوییدش و دوییدتا رسید به هسته یِ اون مغز اونو جوییدغذاش بود ، بزرگ شدنمیدونست کجا میشه این چرخه رو بُریدادامه نداد گفت شاید باشه اشتباهدید ولی نمیتونه زیاد شده اشتهاکرده بی ساقه رشد فراتر از ارتفاعنداشتش هیچوقت تعریفی از انتهابرگاش کم کم خشک شدنشاخه هاش آروم مشت شدنبا سمتِ سیاهِ خودش شد طرفگفت باید بهش پشت کنمرو کرد به سمتِ خالق گفتبیا این طلسمو باطل کنبرگام برا تو حقم نیولی این چرخه رو کامل کنمرگ رسید قد کشیددست که داد دست کشیدنه پایانی بود نه آغازیپس زمینِ فعلی رو نقش کشیددونه دونه برگای من دانشمه میدونیعاشقتم عاشقمی عاشقِ هم میمونیموای از این وسوسه یِ حق منه برگابیا بهم پسش بده تا نشده سرمابا برگشت این برگا منم که میمونمبیا کمک کن بتونم بیارم مهمونمتو هر سلولم من و تو جهان هستی بودمن اینارو دیدم ، من اینو میدونمدرارو قفل کن پرده ها رو بکششهر با خودش که شرِ ضامنتو بکشمحیطو آروم کن با صدای انفجارتسکوتو تابو کن حتی اگه اشتباهِبچه های طوفان غولای یه چشمفصل جلو سایده برگردید به عشقحفاظارو باز کنید رسید فصل سیلابشنا کنید دور بشید از مرکز گرداب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *